چهره ها/ روایت مجید اخشابی از شعری عاشورایی

چهره ها/ روایت مجید اخشابی از شعری عاشورایی

آخرین خبر/ مجید اخشابی با انتشار این عکس نوشت:
با یه همشهری شهسواری اصیل و ناب که هم شاعر خوبیه و هم یه دوست تمام عیار،جناب مجید خان نعمانی عزیز. دوست دارم یکی از شعر های سپید عاشورایی و زیباشو که تو چندین جشنواره با احراز مقام مورد تقدیر و توجه قرار گرفته اینجا براتون روایت کنم : * هوالجمیل * من دمی میمیرم ، جسم من می پوسد، و از آن پوسیدن حاصلی نیست بجز ذره ای خاک ... کوزه گر می آید تا مرا جمع کند، من به او میگویم ، من از او میپرسم، کربلا را میتوان پیدا کرد ؟ یا که نامش را توان نجوا کرد ؟ او به من میگوید تو شنیدی مثلی که همه میگویند : نشود دلها پاک بر نیاید آفتاب؛ ومرا با خود برد کارگه کوزه گری ، آب هم آنجا بود و پشیمان با سوز از من خاک بپرسید که خاک ؛ کربلا را میتوان پیدا کرد ؟ یا که نامش را توان نجوا کرد ؟ من به او میگویم مثل کوزه گر و رابطه پاک شدن با آفتاب ... منو آب اندر هم میشویم مشتی گل ، کوزه گر می فشرد و از آن مشتی گل کوزه گر میسازد شکل یک کوزه آب ... و محرم آمد ، من شدم کوزه آب ، پشت یک تازه جوان بی باک ، او جوان ساقیست ، که مرا همراهیست به بلندای کویر و همان نرمی خاک ... و چه پر شور همه میخوانند ، و چه پر شور همه میکوبند ، و چه پر شور همه می گویند : کربلا را میتوان پیدا کرد ؟ یا که نامش را توان نجوا کرد ؟...


[ منبع این خبر سایت نامه نیوز-سیاسی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «چهره ها/ روایت مجید اخشابی از شعری عاشورایی» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت نامه نیوز-سیاسی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.