رئیس سابق دانشگاه علامه: علیه غرب‌زدگی، خرافات و جهل در دانشگاه علامه کودتا کردم/افتخارم تأیید مراجع است

رئیس سابق دانشگاه علامه: علیه غرب‌زدگی، خرافات و جهل در دانشگاه علامه کودتا کردم/افتخارم تأیید مراجع است

فارس / رئیس سابق دانشگاه علامه طباطبایی تأکید دارد که علیه غرب‌زدگی، خرافات و جهل در دانشگاه علامه کودتا کرده است و افتخار می‌کند که اقداماتش مورد تأیید مراجع است و حمایت بعضی‌ها را نمی‌خواهد.

قرارمان ساعت 7 بعدازظهر و مسجد قباست، خیابان شریعتی شلوغ است، کمی دیر می‌رسم، از سرکوچه ملتهب به سوی مسجد می‌دوم، وارد که می‌شوم نگاه شهدایی که درست روبه‌روی در ورودی نشسته‌اند آرامم می‌کند، به اطراف نگاه می‌کنم، خبری از دکتر نیست، تماس می‌گیرم و کمتر از دو دقیقه در دفتر کوچک مسجد و کنار سید صدرالدین شریعتی برای مصاحبه می‌نشینم.

متولد سال 28 و فارغ‌التحصیل خارج حوزه و دکترای دانشگاه تهران در سال 77 است با رتبه استاد تمامی، از اواخر سال 65 و اوایل سال 66 وارد دانشگاه علامه طباطبایی شده است

از اواخر سال 65 و اوایل 66 وارد دانشگاه علامه طباطبایی شده و 27 سال است که عضو هیئت علمی این دانشگاه است.

رئیس دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی بوده و همزمان سال 69 معاون دانشجویی این دانشگاه نیز بوده است، پس از آن مامور شد به وزارت کشور و در سال 76 وزیر وقت کشور عزلش کرد و برگشت به دانشگاه.

در سال 77 و 78 در شورای نگهبان مشاور آیت‌الله جنتی بود و در تابستان 79 به ارتش جمهوری اسلامی به عنوان معاون آموزش عقیدتی سیاسی پیوست و تا مهر 84 مشغول برنامه‌ریزی آموزشی بود و از مهر 84 رئیس دانشگاه علامه شد.

مصاحبه ما از حدود ساعت 7 شروع شد و تا حدود ساعت 11 شب ادامه یافت، در این میان حرف‌هایی که می‌خوانید همه آن چیزی نیست که استاد گفت، چیزهایی شنیدم که توانی برای نوشتنش نیست و همان بهتر که در سینه مردی همچون سیدصدرالدین شریعتی بماند.

دفتر مسجد اتاق کوچکی است با تعدادی صندلی و میزی که قسمتی از آن را تعدادی کتاب مذهبی اشغال کرده است.

استاد امروز هم سفید پوشیده است، گوشه‌ای از میز نشسته و با مردی که به نظر متصدی مسجد است، صحبت می‌کند، بعد رو به من می‌گوید: احتمالا مقداری از حرف‌ها به بعداز نماز مغرب و عشا می‌کشد.

به عنوان اولین سؤال می‌خواهم از روزهای اولی بگوید که رئیس دانشگاه علامه طباطبایی شد.

می‌گوید: از مهر 84 رئیس دانشگاه علامه طباطبایی شدم، آن زمان این دانشگاه 400 استاد با مدارک کارشناسی ارشد و دکترا داشت که اکثرا در سن بازنشستگی با 40، 35 سال سابقه کار بودند.

ساختمان‌های دانشگاه بسیار محدود و پراکنده بود، هیچ مجتمع دانشگاهی نداشتیم، ساختمان‌های ورزشی 80 متر مربع بیشتر نبود و امکانات خدمات‌رسانی به دانشجویان بسیار محدود بود.

اوضاع خوابگاه‌های دانشجویی بسیار بد بود، یادم می‌آید که روزی به یکی از خوابگاه‌ها سرزدم، دیدم دانشجویان دور یخچال زنجیر کشیده‌اند، بررسی کردم و دیدم در یک خوابگاه 800 نفره فقط 20 یخچال وجود دارد.

نظافت خوابگاه‌های دانشجویی خیلی بد بود. یکی از برنامه‌های بنده متحول کردن این مسائل بود در همان سال برای خوابگاهی که گفتم 100 دستگاه یخچال گرفتیم، خوابگاه را نقاشی کردیم و موکت‌ها را عوض کردیم.

آن زمان تعداد دانشجویان دکترای دانشگاه علامه طباطبایی بسیار کم بود، الان تعداد این دانشجویان به 18 هزار نفر رسیده است.

بیشتر دانشجویان در مقاطع کارشناسی و تعداد محدودی در کارشناسی ارشد و دکترا تحصیل می‌کردند، فقط 17 رشته دکترا داشتیم و کلاس‌ها خیلی محدود بود.

جزء اولین برنامه‌هایم پرداختن به مشکلات خوابگاه‌های دانشجویی بود، حمل و نقل را برای دانشجویان مهیا کردیم و برای دختران و پسران بین 100 تا 800 متر فضای ورزشی در نظر گرفتیم.

مرکز مشاوره دینی در تمام خوابگاه‌ها گذاشتیم و به خوابگاه‌های دختران پزشک زنان فرستادیم تا دختران راحت مشکلات خودشان را مطرح کنند.

آهی می کشد و ادامه می‌دهد: زمانی که آمدم اردوهای دانشجویی مختلط بود، از مهر 84 ابلاغ کردم اردوی مختلط ممنوع. از همان جا انجمن طیف علامه موضع گرفت و اردوها را تحریم کرد.

حذف اردوهای مختلط اثربخشی زیادی داشت، خانواده‌ها و دانشجویان ابراز رضایت می‌کردند، شما نمی‌دانید چه مسائل و مشکلاتی در اردوهای مختلط آن زمان وجود داشت. با جداسازی دختران راحت‌تر در اردوها شرکت می‌کردند.

طی 2 سال تمام نواقص خوابگاه‌ها از نظر ساختمانی تامین و انضباط متحول شد، مسئولان خوابگاه‌هایی که مناسب نبودند را جابجا کردیم و سعی کردیم فضای خوبی برای دانشجویان ایجاد کنیم.

حدود 8 ـ 7 ماه از خوابگاه‌های دانشجویی خودم دیدن می‌کردم اما در اردیبهشت 85 سکته قلبی کردم و به دلیل حجم بالای کاری 5 تا از رگ‌هایم گرفت. بعد از آن رفتن به خوابگاه‌‌های دانشجویی با توجه به پله‌هایی که داشت برایم سخت بود و اجازه نداشتم از پله بالا روم لذا کار را به مدیرانم واگذار کردم و آنها موظف بودند از خوابگاه‌های دانشجویی دیدن کنند و گزارش دهند.

آن زمان در خوابگاه‌ها اینترنت نبود، دیدم لازمه کار دانشجو اینترنت است و دایر کردیم در ابتدا کند بود اما الان خیلی خوب است سعی می‌کنیم برای تمام دانشجویان خصوصا دختران خوابگاه درنظر بگیریم و برای دانشجویانی که شبانه بودند و امکان ارایه خوابگاه نبود خوابگاه خودگردان در دانشگاه و با نظارت دانشگاه احداث کردیم و با قیمت نازل در اختیار دانشجویان شبانه قرار دادیم.

در حوزه ورزشی از 800 متر فضا به 14 هزار هزار متر فضای ورزشی رسیدیم، 6 هزار متر سالن ورزشی سرپوشیده دایر کردیم تا دختران راحت ورزش کنند. دانشکده تربیت بدنی تاسیس کردیم که می‌تواند در آینده یکی از مراکز مهم آموزشی ورزشی باشد.

روزهای اول فقط 5 یا 6 انجمن علمی تخصصی در دانشگاه دایر بود که الان تعداد این انجمن‌ها به 40 مورد رسیده است.

اقدامات فرهنگی دانشگاه 2 سال است که رتبه اول را بین دانشگاه‌های کشور کسب می‌کند، در اداره خوابگاه‌ها نیز مقام شایسته و اول داریم، در بحث اردوها و سفرهای علمی و سیاحتی دانشگاه علامه رتبه شایسته‌ای دارد. انجمن اسلامی، بسیج و دفتر فرهنگی اردوها را برگزار می‌کند.

وقتی آمدم فقط 2 ملک دانشگاه سند داشت، اما الان تمام اموال دانشگاه سند دارد.

طیف علامه و برخی که طرفدار یکی از اساتید بودند در برابر برنامه‌ها می‌ایستادند. می‌گفتند"فلانی انقلاب شکم کرده است، شکم‌ها را سیر می‌کند تا صدایشان در نیاید" آنها در مقابل تمام مسائل موضع‌گیری‌ منفی می‌کردند.

* احمدی‌نژاد دستور عزلم را داد، زاهدی نپذیرفت

کمی روی صندلی جابه‌جا می‌شود و با لبخندی ادامه می‌دهد: موضع‌گیری سختی می‌کردند، برای آقای زاهدی وزیر علوم وقت و رئیس‌جمهور نامه می‌نوشتند که بنده را عزل کنند. کار به جایی رسید که رئیس‌جمهور دستور عزل بنده را داد اما آقای زاهدی وزیر وقت قبول نکرد.

می‌پرسم: اذیت نمی‌شدید؟

می‌گوید: به حاشیه‌ها توجه نمی‌کردم، وظیفه قانونی حقوقی داشتم و به حاشیه‌ها توجهی نمی‌کردم تا دانشگاه وحدت و یکپارچگی خودش را حفظ کند.

صدای اذان صحبت‌هایمان را قطع می‌کند، استاد با لبخندی عازم نماز می‌شود و ادامه صحبت‌ها به بعداز نماز موکول می‌شود.

بعد از نماز دوباره در دفتر کوچک مسجد جمع می‌شویم، تعدادی از نمازگزاران نیز برای طرح سؤالاتی می‌آیند، سؤالات آنها که تمام می‌شود رادیو فرهنگ زنگ می‌زند تا درباره مباحث روز بپرسد، مباحثی که این روزها استاد را تیتر نشریات معلوم‌الحال کرده است.

پس از مصاحبه با رادیو فرهنگ باز نوبت به من می‌رسد.

می‌پرسم: دانشگاه علامه در دوره فتنه 88 چگونه بود؟

لبخندی می‌زند و می‌گوید: دانشگاه مرکز عجیبی برای اصلاحات در گذشته بود، برخی اساتید و دانشجویان به شدت طرفدار فتنه بودند و به شدت در جریان فتنه 88 به دنبال آشوب در دانشگاه بودند. برخی اساتید حتی به مراکز امنیتی دعوت شدند و به آنها تذکر داده شد. یکی از اساتید چند سال زندان بود و برایش حکم اخراج‌ صادر شد.

برخی به شدت از جریان فتنه طرفداری می‌کردند. در مقابل آنها ایستادیم و اجازه ندادیم نشاط علمی از بین برود. برخی اساتید در کلاس‌های درس به دانشجویان می‌‌گفتند کودتا شده و آن وقت شما در کلاس‌های درس حاضر می‌شوید؟ و جلسه امتحان را به هم می‌زدند. اما ما در مقابل آنها ایستادیم.

می‌پرسم: چگونه؟

می‌گوید: به افراد تذکر دادم، در 9 دی آرامش برقرار شد و بیش از هزار نفر از اساتید، کارمندان و دانشجویان دانشگاه علامه در مراسم روز 9 دی شرکت کردند. اهالی فتنه احساس کردند نمی‌توانند با بدنه دانشگاه درگیر شوند.

به رغم لبخند اولیه از فتنه که می‌گوید، نگاهش ملتهب می‌شود، گویی حرف‌های زیادی از آن روزها دارد، روزهایی که می‌خواستند دانشگاه را به آتش بکشند و از همسر یکی از اساتیدی که بازداشت شده بود برای برهم زدن نظم استفاده کنند.

می‌گوید: روزهای فتنه روزهای بدی بود اما به لطف خدا جریان فتنه سرکوب شد.

برایمان چای می‌آورند، در استکان و نعلبکی. با بسته‌ای خرما و قندانی کوچک.

تردید دارم برای پرسیدن این سؤال اما می‌پرسم: می‌دانید عده‌ای به شما دیکتاتور می‌گویند؟

می‌خندد و می‌گوید: خیلی چیزها می‌گویند، سرچشمه تمام این حرف‌ها نیز این بود که شکست خورده بودند، به همین دلیل این تعابیر را به کار می‌بردند.

کمی از چای را در نعلبکی می ریزد و جرعه‌ای می‌نوشد و ادامه می‌دهد: ما اجازه نداده بودیم هرکاری که دوست دارند در دانشگاه بکنند، می‌خواستند دانشکده‌ها را به آتش بکشند، در برخی از دانشکده‌های ما رهبران فتنه حضور داشتند.

شکر خدا با حمایت اساتید مومن و کارکنان و دانشجویان امتحانات در نیم سال دوم به خوبی برگزار شد.

جسارتم برای سؤال بعدی بیشتر می‌شود و می‌پرسم: می‌دانید چه شعارهایی می‌دادند؟

جرعه‌ای دیگر می‌نوشد و می گوید: شعارها برای قبل از فتنه بود، لبخندی می‌زند و ادامه می‌دهد، شعار می‌دادند "رئیس انتصابی استعفا استعفا"،" علامه پادگان، شریعتی نگهبان" و بسیاری شعارهای دیگر، این شعارها را بچه‌های طیف علامه می‌دادند، این بچه‌ها از بیرون دانشگاه هدایت می‌شدند.

یاد حرف‌هایی که از استاد شنیده بودم می‌افتم، دانشگاه علامه پادگان است، مگر دانشجو جرأت دارد حرف بزند؟ به سرعت دانشجوها و اساتید اخراج می‌شوند. با شنیدن حرف‌های استاد با تعجب می‌پرسم: شعارها را خودتان می‌شنیدید؟

می‌گوید: نه، در دانشکده‌ها شعار می‌دادند و به ما گزارش می‌شد.

می‌پرسم: ناراحت نمی‌شدید؟

می‌گوید: نه، ما تربیت شده دینی هستیم و به این زودی‌ها کم نمی‌آوریم دخترم. در آیه 54 سوره مائده تأکید می‌شود که وقتی برای رضای خدا کار می‌کنی ترسی از سرزنش سرزنش کنندگان نداشته باش.

مکلف بودم هر چه بدی می‌گویند و توهین می‌کنند تحمل کنم، چه بسا با توجه به ایمانی که به کارم داشتم آرام می‌گرفتم.

حاشیه‌ها برایم مهم نبود یقین داشتم راهم درست است، پس ناراحت نمی‌شدم و تصمیمم بر ماندن محکم‌تر می‌شد.

می‌پرسم: چرا به یکی از تشکل‌های دانشجویی مجوز فعالیت ندادید؟

می‌گوید: جایگاه قانونی نداشتند، باید اساسنامه می‌آوردند و مجوز می‌گرفتند، خواستم درخواست قانونی بدهند اما صلاحیت آنها تأیید نشد و پس از مدتی گروه دیگری از دانشجویان درخواست دادند، اساسنامه ارایه کردند و مجوز فعالیت گرفتند.

می‌خواستم به آنها هم مجوز فعالیت بدهم اما آنها وارد بحث براندازی نظام شدند.

می‌پرسم: می‌گویند شما مدرک تعدادی از دانشجویان دانشگاه علامه را نداده‌اید، این موضوع صحت دارد؟

می‌گوید: به هیچ وجه صحت ندارد، درس هر دانشجویی که تمام می‌شود اگر روزانه باشد باید دو برابر زمان تحصیل خدمت کند و برای دریافت مدرک باید گواهی این خدمت ارایه شود، اگر دانشجو شبانه باشد پس از پایان تحصیل مدرک تحصیلی به وی داده می‌شود.

مدارک تمام دانشجویان انجمن اسلامی هم داده شده است به جز سه نفر که آنها در مباحث براندازی نظام قرار گرفته بودند و دادگاه محکومشان کرده بود و ربطی به دانشگاه نداشت.

دوباره حرف‌ها در ذهنم رژه می‌روند و تهمت‌هایی که این روزها تیتر برخی رسانه‌ها شده‌اند، می‌پرسم: با تهمت‌هایی که می‌شنیدید کم نمی‌آوردید؟ خسته نمی‌شدید؟

می‌گوید: نه، به هیچ وجه، نه تنها کم نمی‌آوردم بلکه در تصمیمم مصمم‌تر می‌شدم و پرقدرت‌تر کار می‌کردم، شما ببینید برای برکناری من چگونه عمل کردند، در جابجایی من با چه لشکری آمدند، وزیر گاه گفت تقصیر ندارم رئیس‌جمهور دستور داده است، یکبار دیگر گفت که تصمیم با خودمان است.

* مگر جرمم چه بود؟

مگر چقدر از حضور من می‌ترسیدند؟ تیتر زدند "چه کسی زورش به شریعتی می‌رسد؟" مگر جرمم چه بود؟ در بازآفرینی رشته‌های علوم انسانی نقش اول را بازی کردم و بیش از 500 نفر از اعضای هیئت علمی را بسیج کردم همه اساتید بسیج شدند چون بازنگری رشته‌های علوم انسانی درخواست مقام معظم رهبری بود.

جرم دیگرم این است که برنامه‌ها را دگرگون کردیم، مطالعات جهانی کردیم، اسلامی شدن رشته‌های دکترا خواسته امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری بود. اسلامی شدن به محورهای استاد، ‌دانشجو، درس و فضای دانشگاه‌هاست، کلاس‌های دختران و پسران را جدا کردیم، این جریان اثرات بسیار خوبی داشت.

این کار ما باعث شد بگویند شریعتی کودتا کرده است، چه کردم که می‌گویند کودتا کردم؟ غیر از اینکه استاد مومن را جذب کردم تا در کلاس درباره سکولار حرف نزند؟ 250 تا 300 استاد جذب کردم که برای صدتای آخر از سال 90 اقدامات اولیه را آغاز کردیم.

* علیه غرب‌زدگی، خرافات و جهل در دانشگاه علامه کودتا کردم

البته درست می‌گویند که بنده کودتا کردم، من علیه غرب‌زدگی، خرافات و جهل در دانشگاه علامه طباطبایی کودتا کردم. بچه‌های مومن و شایسته را برای هیئت علمی جذب کردم.

استاد اخم می کند و ادامه می‌دهد: اقدام اخیر تعدادی از رسانه‌ها در انتشار اسامی و مشخصات اعضای هیئت علمی جدید دانشگاه علامه کار بسیار زشتی بود و خیلی‌ها ناراحت شدند.

چرا باید شماره کارت ملی و مشخصات این افراد در نشریات منتشر شود؟ این رسانه‌ها باید بگویند به چه مجوزی اینها را منتشر کردند؟ قبل از انتشار من را می‌خواستند و همه مدارک را ارائه می‌دادم.

این افراد اگر به دادسرا و دیوان عدالت اداری مراجعه کنند این آقایان چی جواب می‌دهند؟

بازنگری رشته‌ها و متون و امر به معروف و نهی از منکر می‌کردم. در دانشکده‌ها از سال 86 خواهری به دانشجویان تذکر می‌داد، فقط وظیفه وی تذکر دادن بود.

قبل از آمدنم اردوهای مختلط در دانشگاه برگزار می‌شد، سازمان اطلاعات تهران از این اردوها عکس‌هایی گرفته بودند به نمایش گذاشت بودند که بسیار هشدار دهنده بود.

* به دلیل اسلامی کردن دانشگاه باید کتک بخورم، خوب بخورم

به دلیل اسلامی کردن دانشگاه باید کتک بخورم، خوب بخورم. به عنوان تکلیفم این کار را انجام دادم.

مسئول نیستم امر به معروف و نهی از منکر که می‌توانم بکنم. زمانی که تفکیک جنسیتی در دانشگاه اعمال شد، مجلس خبرگان رهبری که آقای روحانی هم از اعضای آن است از این اقدام دفاع کرد، البته رئیس جمهور وقت به این کار اعتراض کرد ولی من ادامه دادم.

رشد علمی و کاهش مشروطی‌ها از نتایج این اقدام بود، مشکلات اخلاقی به صفر رسید و اساتید راحت‌تر حرف در کلاس‌های درس حرف می‌زدند.

* افتخار می‌کنم کارم مورد تأیید مراجع است، حمایت بعضی‌ها را نمی‌خواهم

آیت‌الله مکارم شیرازی 2 بار در سخنرانیشان در مشهد از اقدامات ما تجلیل کردند، مراجع قم همین طور. آقای مهدوی کنی به شدت موضع گرفتند، افتخار می‌کنم کارم مورد تایید این آقایان و مخالفت برخی دیگر است، اگر آنها تأیید می‌کردند جای شک تردید داشت.

مجتهدان به دلیل عزل بنده از رئیس‌جمهور مطالبه می‌کنند، من این را می‌خواهم نه حمایت برخی دیگر را.

زمانی که من مسئولیت گرفتم فقط 17 رشته دکترا داشتیم الان 80 رشته داریم که برخی فقط مختص دانشگاه علامه است، در اقتصاد اسلامی طلابی را استخدام کردیم که سطح 4 حوزه و دکترا داشتند.

می‌پرسم: می‌گویند شما دانشجوی پولی گرفتید؟

تأیید می‌کند و می‌گوید: براساس قانون برنامه پنجم توسعه دانشگاه‌ها می‌توانند از ظرفیت اضافی خود برای پذیرش دانشجوی تحصیلات تکمیلی پولی اسفاده کنند، این اقدام ما برخلاف قانون نبود، پردیسی را دایر کردیم که سالانه تا 18 میلیون تومان درآمد برای دانشگاه دارد، این اقدامات خودسرو بی‌حساب نیست.

اگر دروغ حناق بود چقدر گلوی این آقایانی که این روزها حرف می‌زنند ورم می‌کرد، این چند وقت خیلی دروغ گفتند، من 7 دانشکده علاوه بر دانشکده‌های قبلی ایجاد کردم.

استاد پای سمت چپش را می‌مالد، متصدی مسجد صندلی را به استاد نزدیک می‌کند، می‌پرسم: درد دارد؟ لبخندی می‌زند و می‌گوید: سوغات دانشگاه است، سکته که کردم از رگ پایم برداشتند برای همین گاهی درد می‌گیرد.

به بحث برمی‌گردم و می‌گویم: کمی از بازنشستگی اساتید در دانشگاه علامه طباطبایی بگویید، می‌گویند در بازنشستگی آنها سیاسی‌کاری شده است.

می‌گوید: به هیچ‌وجه، بازنشستگی امری طبیعی است، استادی که رکود علمی دارد در طول 30 سال فعالیت یک کار علمی نکرده و نتوانسته ارتقا یابد چگونه باید در کلاس درس تدریس کند؟

عده‌ای از اساتیدی که بازنشسته شدند رکود علمی داشتند و عده‌ای خودشان درخواست کردند حتی در برخی موارد که مخالفت کردیم به دیوان عدالت شکایت کردند، تمام مستندها موجود است.

سن بعضی اساتید آنقدر بالا بود که تردد برایشان سخت بود. برخی هم بازنشستگی برایشان ارفاق بود که البته تعدادشان کم بود. برخی‌ها بوسیله هیئت مرکزی جذب اخراج شدند که این موضوع ربطی به دانشگاه نداشت.

عده‌ای هم غیبت ناموجه داشتند و اخراج شدند، آقای "ب" در سال 83 حدود 50 هزار دلار از دانشگاه گرفت تا در آمریکا درس بخواند و در زمینه حقوق اقتصادی تحقیق کند وی وقتی به دانشگاه برگشت جز چند صفحه هیچی ارائه نکرد.

برای مهرماه به وی کلاس درس دادند به یکباره کلاس درس را رها کرد و رفت آمریکا، پرونده این فرد رفت هیئت انتظامی وزارت علوم و به دلیل غیبت غیرموجه اخراج شد.

جالب اینجاست که همین فرد الان دارد به دانشگاه علامه برمی‌گردد، وزیر علوم می‌تواند براساس قانون این فرد را به یکی از شهرستان‌ها برای تدریس معرفی کند نه اینکه به دانشگاه علامه طباطبایی برگرداند.

فرد دیگری به اسم "م" بورسیه کانادا شد تا برای دانشکده اقتصاد مفید باشد، این فرد 14 سال است که استاد دانشگاه کاناداست، این فرد هم از دانشگاه کانادا حقوق می‌گیرد و هم از دانشگاه علامه طباطبایی، چندین سال این موضوع را نمی‌دانستم، ایشان اواخر آذر می‌آمد تا بهمن یا اردیبهشت می‌آمد تا تیر و ماهی حداقل 3 میلیون تومان از دانشگاه علامه طباطبایی می‌گرفت، با ایشان صحبت کردم و خواستم تکلیفش را مشخص کند، سه بار به ایشان مرخصی بدون حقوق دادیم، سرانجام با حکم هیئت انتظامی اساتید به جرم غیبت غیرموجه اخراج شد. این فرد سالی تا 40 میلیون از دانشگاه دریافت می‌کرد، این حق نبود.

صدای استاد کمی می‌لرزد، می‌گوید: چرا آنهایی که ادعای دموکراسی می‌کنند روی این موارد چشمشان نمی‌بیند، چون رفیقشان است؟ پول ملت محروم را باید بدهند به این افراد بخورند؟

تابع قانون هستم، تابع اشخاص نیستم. قانون جمهوری اسلامی شرعی است. مقلد امام بودم و الان مقلد مقام معظم رهبری هستم، ایشان قانون را شرع می‌دانند.

می‌پرسم: می‌دانستید برکنار می‌شوید؟

لبخند می‌زند و می‌گوید: بله، مثل روز برایم روشن بود که نمی‌توانند تحملم کنند.

می‌پرسم: پس چرا استعفا ندادید؟

می‌گوید: اهل استعفا نیستم، چرا استعفا دهم؟ کدام مرجع و پیغمبر و عالم خدمتگزاری استعفا داده است؟

من در جبهه فرهنگی، سیاسی، پژوهشی و آموزشی می‌جنگیدیم.

با اقدام این افراد همه فهمیدند در طول خدمتم چه کرده‌ام، درست در روز شهادت امام صادق (ع)، در روز تعطیل، مثل اینکه گناهکار بودیم و باید جلویمان را بگیرند، برکنارم کردند.

بنده تابع حسن و حسین نیستم، تابع نظام هستم و در خدمت ولایت، تا روزی که تکلیف داشته باشم تکلیفم را انجام می‌دهم.

دنبال قدرت نیستم، نیازی به قدرت ندارم، من تاریخ تمدن جهان اسلام را بلدم. کدام قدرت مانده است آنی که در جهان ماند حق است. به عقبه‌ام که نگاه می‌کنم، می‌بینم خیلی مقاوم بودم.

* دانشجو استعفایم را نپذیرفت

می‌پرسم: می‌دانستید جزء اولین افرادی هستید که عزل می‌شوید؟

می‌گوید: آقایان در گذشته هم با من می‌جنگیدند، می‌دانستیم اولین رئیسی هستم که برکنار می‌کنند. در اردیبهشت به دکتر دانشجو گفتم خسته شده‌ام و کنار بکشم واقعا خسته شده بودم، در همه چیز دعوا داشتیم. اما دکتر دانشجو نگذاشت.

رهبر معظم انقلاب فرموده بودند با دولت همکاری کنید. شخص رئیس‌جمهور را نمی‌دانم اما می‌دانستم سرپرست نمی‌خواهد با من کار کند.

می‌پرسم: وقتی برکنار شدید چه حسی داشتید؟

می‌گوید: خوشحال شدم چون برای شخص خودم کار نکرده بودم، برای خدا کرده بودم و اگر اجری بود، خدا می‌دهد.

ساعت از 11 شب گذشته و متصدی مسجد این پا و آن پا می‌کند زودتر برود، دوست دارم ناگفته‌های بیشتری بدانم اما زمان اجازه نمی‌دهد، بالاجبار تشکر می‌کنم و از دفتر مسجد خارج می‌شوم.

[ منبع این خبر سایت نامه نیوز-سیاسی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «رئیس سابق دانشگاه علامه: علیه غرب‌زدگی، خرافات و جهل در دانشگاه علامه کودتا کردم/افتخارم تأیید مراجع است» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت نامه نیوز-سیاسی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.